تبليغاتX
جزيرة الفيقول

جزيرة الفيقول

دروغ

 

زمان طولانی تر از آن چیزی ست

که ساعت به ما نشان می دهد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آذر1389ساعت   توسط فیقولی 

صدا

 

هر صدای پایی صدای رفتن نیست

+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت   توسط فیقولی 

گواهی

هیچ نمی دانی

تا آنگاه

که

دلت گواهی دهد !
+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت   توسط فیقولی 

بزرگ و بزرگتر

 

انسان لیاقت کارهای بزرگی را دارد .

اما اگر لایق احساس بزرگی نباشد ،

برای من جالب نیست.

+ نوشته شده در  جمعه 27 فروردین1389ساعت   توسط فیقولی 

درون

 

این خاموشی درونی که همراه من است ؛ مولود گامهای شکیبایی است که

روزی را به آستانه روز دیگر می رساند

+ نوشته شده در  جمعه 27 فروردین1389ساعت   توسط فیقولی 

همه ...........

 

آدمی که کتاب می نویسد یا همه چیز است یا هیچ!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت   توسط فیقولی 

..........

 

می دانم و نمی دانم که چه دارد پیش می آید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت   توسط فیقولی 

افکار

جراحات یا زخم ها یک بار دیگر  هم سرباز می زنند.

درمان می پذیرند و فراموش

می شوند اما در درونی ترین جای افکارمان

 هم چنان پایدار و خون ریز باقی می مانند!!  (صادق هدایت)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آبان1388ساعت   توسط فیقولی 

نجات

 

همواره کوچکترین چیز

ما را نجات می بخشد!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت   توسط فیقولی 

بهشت

بهشت شاید همان جایی باشد که در آن ‌در عین بی دفاع بودن

احساس نمی کنیم که چیزی ما را تهدید می کند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت   توسط فیقولی 

دیوانه


در واقع زندگی دیوانه است : تمامی برنامه ها ، محاسبات ، یقین ها و خواستهای ما را با فراغ بال بر باد می دهد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت   توسط فیقولی 

دنج

 

از آن هواهای سنگین دلچسب بود که روی قلب را فشار می دهد

 و آدم آرزو می کند که دور از آبادی دز کنج دنجی باشد و

                                                           کسی آهسته پیانو بزند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت   توسط فیقولی 

آسمان

 

از آسمان آبی بی رحم کمک می خواست!

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت   توسط فیقولی 

رمز

 

تقریبا تمام پسوردهایم را فراموش کرده ام . درست مثل خیلی چیزهای دیگر!!!

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت   توسط فیقولی 

صبح

 

هیچ صبح بهاری را در بیست و چند سال گذشته به یاد ندارم

که از دهانم بخار بیرون زده باشد!!

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت   توسط فیقولی