تبليغاتX
جزيرة الفيقول
نمیدونم چرا همیشه توی خونه موقع غذا خوردن من پای اینترنتم و سپید پای تلفن!!! شاید باید به مامان بگم زمان غذا خوردن رو عوض کنه!!

یکشنبه 31 اردیبهشت1385 |

واژه ها ندارتر و کم شمارتر از آنند که بتوانند درونی ترین احساسات آدمی را وا نمایند



پنجشنبه 28 اردیبهشت1385 |

متولد شدن انسانها تنها يكبار و فقط در روزي كه مادرانشان آنها را به دنيا مي آورند اتفاق نميافتد بلكه زندگي بارها و بارها انسان را ناگزير ميكند كه از نو متولد شود!

 

به اونایی که خوابشون نمیبره و هرشب هزاربار از این دنده به اون دنده میشن پیشنهاد میکنمversion جدید فیلم

final destination رو ببینن چون درست مثل والیوم عمل میکنه!!




دوشنبه 25 اردیبهشت1385 |
هیچ مطلب خاصی نداشتم

هیچ دلیل خاصی هم برا نوشتن نداشتم

هیچ حوصله هم نداشتم ....

هیچ.........................نداشتم

هیچ.........................نداشتم

هیچ..............................

هیچ...............................

...................................نداشتم

...................................نداشتم



چهارشنبه 20 اردیبهشت1385 |
به حالت مماس با کاناپا دراز کشیدم و به اتفاقهایی که دیروز افتاده فکر میکنم .

ساعت ۶:۴۰  مامان من رو بسان یک انسان خواب آلو از خواب بیدار میکنه!

ساعت ۷:      من با سرعت هرچه تمامتر از خونه میزنم بیرون!

ساعت ۹:۲۰   یک عدد پراید  با سرعت زیاد من باب اذیت با فاصله میلیمتری از کنارمون رد میشه و من فکر میکنم که اگه فرمون از دستش ول میشد من رو کاپوت بودم سان و شیده هم روی سقف! و یک پژو بیشعور تر که برا جالب تر شدن اوضاع نمیذاره ما از خیابون رد شیم و یه ۲۰۶ که ادای جیغ زدن سان رو در میاره!

ساعت ۹:۴۰  صاحب مغازه ای تعریف میکنه که صبح با یه آقایی که فقط زیر پیرهنی و شلوارک پاش هست روبرو میشه  چون طرف رو توی دروازه قرآن حسابی مورد محبت قرار دادن!

ساعت ۱۰ : ماشین من در حالی که دوتا چرخ جلوش توی جوی آب افتاده ! و ۶ نفر آقایی که سعی میکنن ماشین رو در بیارن اما نمیتونن و صدای چند گروه پسرهای دبیرستانی که اون موقع صبح نمیدونم از کجا سر و کله شون پیدا میشه !

ساعت ۱۰:۱۵ ماشین من از وضعیت سابق به کمک همون بچه های دبیرستانی در میاد و شیده میگه که اینا بالاخره به جز متلک گفتن در طول عمرشون یک بار به یک دردی میخورن! و من نا سپاس همچنان فکر میکنم که اونا به هیچ دردی نمیخورن!

ساعت ۱۲:۱۵ به مدت ۳۰ ثانیه فقط از چمن ها صدای جیغ میاد . برا خاطر حشره ای که روی مقنعه سان نشسته و جالبتر اینکه کسی که خودش اون حشره رو دید زود تر از هم درمیره !

تمام........

 

 



دوشنبه 18 اردیبهشت1385 |

خداوند راه ما را با قدمهای خودمان میسازد



یکشنبه 3 اردیبهشت1385 |