سگ ها ، گربه ها ، موش ها ، مورچه ها ، درخت ها ، سنگ ها ، دريا ها ، كوه ها ، ستاره ها ، روزها ، آدم ها ، آدم ها ،
آدم ها ، آدم ها ، آدم ها و ...........
این منم قبل از دیدن برفهای توی حیاط ....

اینم کوچه مون مثل همیشه بدون مزاحم!
روی کاناپه نشسته و پاهاش رو روی میز دراز کرده و به جلو خیره شده . منم سرم رو روی پاش گذاشتم و روز کاناپه دراز کشیدم..... خم میشه و ازتوی کیفش دو تا سیگار بیرون میاره و روشن میکنه و یکیش رو هم به من میده ...... بهش اخم می کنم و سیگاری که بهم داده رو خاموش می کنم و باهاش گلاویز میشم تا سیگار خودش رو هم خاموش کنه .....

نمیدونم چند وقت گذشته . من روی کاناپه نشستم و پاهام رو روی میز دراز کردم . دوتا سیگار روشن میکنم یکیش رو به یاد اون میشکم و یکیش رو هم به یاد خودم خاموش میکنم.....
در آبي آسمان بر فراز ابرهاي سپيد پرواز می كنم. در دشتهاي سرسبز و پر گل آنقدر دنبال شاپركها مي دوم تا خسته مي شوم . از رودخانه هاي جاري ماهي هاي رنگارنگ مي گيرم و گلدان شمعداني پشت پنجره را سيراب ميكنم. بر تاب بسته شده به درخت هاي نارنج سوار مي شوم موهايم را آزاد مي گذارم و از بوي بهار نارنجي كه در هواست كمال استفاده را
مي برم..
چشمهايم راباز مي كنم
........................................
دفتر نقاشي كودكيم را
سالهاست كه گم كرده ام !
کی بود که عشق رو نوشت
اون که عشق رو یادم داد
با عشق آزارم داد...............
پ.ن. : من همچنان همون فیقولی سیب زمینی بی رگ سابقم!!!!
گامهای لرزانم سکوت سردم را می شکند و
من در برهوت تنهایی خویش به شمارش گام هایم می پردازم;
گامهایی که تنها ارمغانشان نرسیدن است. (مریم )

