استاد:فلانی اون کار رو چکار کردی؟
من : گفتن تو کوچولو موچولویی نمیشه .
استاد : خوب می خواستی بگی فلفل نبین چه ریزه!
من : ؟؟!!
این از انار قرمزش ، شراب شیرازش دیگه با خودتون.

من تو را تا بینهایت می پرستیدم ، ولی
هرگز نفهمیدی!

یک بار دیگر
من رشته ها را پنبه کردم
در خود فرو رفتم به خود باز آمدم، باز
دیدم در آنجایی که بودم ایستاده ام!
پیچ جاده آخر راه نیست ، مگر اینکه تو نپیچی!

استاد: نظرتون درباره برنامه ..... چیه؟
من : خیلی برنامه مزخرفی هست .
استاد: یعنی تا این حد!!
توی زندگی آدمهایی رو کشف میکنیم که خیلی وقته با ما هستن!

مانند پرنده ای باش که روي شاخه سست و ضعيف لحظه ايي مي نشيند و آواز ميخواند و احساس مي کند شاخه ميلرزد ولي همچنان به آواز خواندن خود ادامه مي دهد زيرا مطمئن است بال و پر دارد . (هوگو)
آقای استاد داره از من تعریف میکنه که بله این فیقولی ما خیلی بچه دقیقی هست .
خداحافظی
۲۰ دقیقه بعد
من وارد کلاس میشم: سلام ببخشید استاد من مدرکم رو روی میز جا گذاشتم!
استاد: باز هم افتخار
آقای استاد آلمانی: همگیتون بیاین !
من : نمیشه استاد
آقای استاد آلمانی : خوب دروه فشرده بیا!
من : نمیشه استاد
آقای استاد آلمانی: مرخصی بگیر
من : چه کاریه استاد
آقای استاد آلمانی: خصوصی بگیر
من: نمیرسم استاد
آقای استاد آلمانی: غیر حضوری بیا!
من : سخته استاد
آقای استاد آلمانی: نمی خواد بیای ثبت نام کن من پاست میکنم!
من : مرسی استاد!!
من : استاد این تمرین جواب نمیده
استاد : ............ رو براش تعریف کردی؟
من : استاد زشته زشته نرم افزار باید هوشمند باشه خودش بفهمه من چی می خوام
استاد: افتخار!
استاد خطاب به من : دوتا بسته سیگار روی میز رو چکار کردی؟
من : انداختم دور!
استاد: ولی پر بودن که !
من : نگران نباشید قبل از اینکه بندازمشون دور خالیشون کردم!!!
خوشحالم که هنوز جایی مثل مدیریت صنعتی هست که میشه اونجا جیغ و داد کرد و مسابقه بالا رفتن از پله برگزار کرد و از نرده ها به پایین سر خورد .....
گاهی فقط باید به دلخوشی های کوچیک دل خوش بود!

در گرگ و میش اگر راه بروی
گاهی راهت را گم می کنی
گاهی هم نه
اگر به دیوار
مشت بکوبی
گاهی انگشتهایت را می شکنی
گاهی هم نه !
دلم میخواد می دونستم
اگه راه دوم رو انتخاب کرده بودم
الان زندگیم چه جوری بود؟!!

چیزی توی چشم هاش هست که من رو می ترسونه
چیزی شبیه ......................
میگه: Ich liebe dich
میگم: Ich mich auch

خودکار نوشته های سرنوشت رو نمیشه پاک کرد ٬
البته میشه خطشون زد یا لاکشون گرفت ولی این جوری فقط اونها رو
پر رنگ تر میکنیم!

