تبليغاتX
جزيرة الفيقول
 

همیشه آسان است که آدم به قطار نیک بختی

نرسد!



سه شنبه 30 بهمن1386 |
 

حالا دیگه من هم می دونم که همه چیز فقط و فقط یه شرط بندی بوده

بین تو و دوستهات .

آره . تو بردی ! حالا میتونی سرت رو بالا بگیری و به افتخار پیروزیت

مهمونی بدی.....

پ.ن : ماه همیشه پشت ابر نمی مونه !



سه شنبه 30 بهمن1386 |
 

من عاشق آفتاب پرست ویدیوی نریمان شدم .

لطفا یک نفر برای عیدی به من آفتاب پرست سبز هدیه بده!

 

 



دوشنبه 29 بهمن1386 |
 

انگشت اتهام مرد ها ، درست مثل عقربه قطب نما

که در همه حال رو به شمال می ایستد ،

همیشه رو به زنها نشانه می رود .              هزاران خورشید تابان

 



شنبه 27 بهمن1386 |
 

تفریح تازه ای را شروع کرده ام

که یا خودم را به کشتن می دهد

یا

دیگران را !



شنبه 27 بهمن1386 |
 

حقایق چندانی وجود ندارد

که

دل بدان بیاساید.



شنبه 27 بهمن1386 |
 

من در انکار آنچه که دستم می تواند لمس و لبانم می تواند نوازش کن ،

اصرار نخواهم ورزید.



جمعه 26 بهمن1386 |
 

کافی است امید به زندگی رخ نماید ،

آنگاه خداوند در برابر منافع آدمیزاد فراموش می گردد.



جمعه 26 بهمن1386 |
 

I wish  you all

happy valentine

 



پنجشنبه 25 بهمن1386 |
 

من هنوز به دنیایی که در آن زندگی می کنم انس نگرفته ام ،

دنیای دیگر به چه درد من می خورد؟!



دوشنبه 22 بهمن1386 |
 

اینجا همه گونه نعمت می دهند

که بعد

پس بگیرند.



دوشنبه 22 بهمن1386 |
 

بیرون از دایره بسته ایام ،

ابدیتی نیست



دوشنبه 22 بهمن1386 |
 

ما همه

چون برگ

بر باد خواهیم رفت  



یکشنبه 21 بهمن1386 |
 

دوتا کتاب خریدم از نویسنده ای به نام "ریچارد باخ " این دو تا کتاب

 وحشتناک فوق العاده است . سوالهای ساده ای  از آدم می پرسه

 که گاهی توی زندگی حتی جرئت پرسیدنش رو از خودمون نداریم.

دوتا پست قبلی من از همین نویسنده هست .

پ.ن. : امیدوارم سوء تفاهم پیش نیومده باشه.



یکشنبه 21 بهمن1386 |
 

ژرفای یکرنگی تو با دیگران

نسبت معکوس دارد

با

تعداد آن دیگران در زندگیت!



جمعه 19 بهمن1386 |
 

عمرت را داده ای

تا آنی شوی

که اکنون هستی

ارزشش را داشت؟!



جمعه 19 بهمن1386 |
 

من درختان را دوست دارم

چون آنها بیش از هر چیز دیگری

شیوه زندگی خود را چنان که هست پذیرفته اند!

پ.ن : شاید برای همین درخت هستن نه آدم!

 



جمعه 19 بهمن1386 |
 

من به چیز دیگری می اندیشم ،

یا

بهتر بگویم به چیزی نمی اندیشم.



پنجشنبه 18 بهمن1386 |
 

دوران رویاهای شیرین خیلی وقت است که تمام شده

روزگار روزگار خوابهای پر تشویش و کابوس های تکراریست!



چهارشنبه 17 بهمن1386 |
 

دلم برای روزهای بارانی اتاق مشترکم با سپیده که از پنجره اش فقط می شد دیوار های آجری رو دید تنگ شده ،

چون

اون روزها هر قدر هم دلگیر حضور آدمها پررنگ تر بود!



چهارشنبه 17 بهمن1386 |
 

این شهر راه به جایی نمی برد

 و

به هیچ دیاری منتهی نمی شود . اینجا جایی است که از آن باز می گردند.



دوشنبه 15 بهمن1386 |

؟

 

آیا با زمانه لئیم و درختان لخت و زمستان جهان همنوا شده ام؟!



یکشنبه 14 بهمن1386 |
 

وقتی انسان از راه رفته باز می گردد ، بر مزار فراموش شده ای سنگی می بیند

که بر آن نوشته اند: " دریغ های جاودانی"

 



شنبه 13 بهمن1386 |
 

برگ های خاطره خش خش حزن آوری در تیرگی اندوه دارند.



جمعه 12 بهمن1386 |
 

دیگر هیچ چیز رهنمون به هیچ جا نیست.

امید و نومیدی بی اساس جلوه میکنند و سر تا پای زندگی در تصوری خلاصه می گردد!



پنجشنبه 11 بهمن1386 |
 

هر دگرگونی ، حتی آنچه که مشتاقش بوده ایم،

       غمی در خود دارد،

  زیرا هر آنچه پشت سر می گذاریم بخشی از وجود ماست.



پنجشنبه 11 بهمن1386 |
 

- به زودی بر می گردی ؟

- من که هنوز نرفته ام!



پنجشنبه 11 بهمن1386 |
 

-تو فکر می کنی که من دیوانه شده ام؟

-تو می دانی که من هیچ وقت فکر نمی کنم. بیش از آن هوشمندم که فکر کنم!



دوشنبه 8 بهمن1386 |
 

زندگی واژه کاملا مسخره ای هست که ما زیادی جدیش می گیریم!



دوشنبه 8 بهمن1386 |
 

عمه: خوب عمه جان حالت چطوره؟

من : شما را که نمی بینم  خیلی بهترم!



شنبه 6 بهمن1386 |
 

در زمان بازیهای کودکانه اگر میدانستم در سالهایی نه چندان دور روزی خواهد رسید که با کمال میل حاضر خواهم بود همبازی های اسبق بچگی هایم را به دیار باقی بفرستم حتما همان موقع با همان عقل کودکیم چاره ای اساسی اندیشیده بودم تا امروز آرزوی جویدن خرخره شان آرزویی محال نباشد!!



پنجشنبه 4 بهمن1386 |

 

بهمن که می شود کلافگی های من هم شروع می شود. کلافه از لحظه شماری برای رسیدن سال جدید که شاید با سالهای قبل فرقی داشته باشد . 

اما همیشه این دو ماه به اندازه ۱۰  ماه طول می کشد؟!

از انتظار متنفرم!



چهارشنبه 3 بهمن1386 |
 

مگر حضور قاطع یک تک درخت

در واحه ای برشته و بی سایه سار

جز چشم هرم گیاه سوز آتش باد

چشم دگری را نیز

بی خواب میکند؟



دوشنبه 1 بهمن1386 |