تبليغاتX
جزيرة الفيقول
 

توی بهار خانه ما بعد از آب دادن باغچه ها

اینه اتفاقی که می افته:



شنبه 31 فروردین1387 |
 

از بعد از آن عمل لعنتی همه "ش" ها را "چ" تلفظ می کنم

آن هم "چ" ایی که یک پایش می لنگد!



شنبه 31 فروردین1387 |
 

گز می کنم

خیابانهای چشم بسته از بر را !

میان مردمی که حدودا میخرند و

حدودا می فروشند!



پنجشنبه 29 فروردین1387 |
 

جواب سوالهایت که هیچ می شود

بدان که خسته است

از تو

از تکرار

و از همه چیز

و هیچ یعنی همه!



پنجشنبه 29 فروردین1387 |
 

خورشید را اینگونه تعبیر میکند:

چیزی که سایه می اندازد بر زمین!



پنجشنبه 29 فروردین1387 |
 

روزهای درد و محنتم در این شهر چه دراز بود

و شب های تنهایی اش چه بی پایان

آه ! کیست که بتواند بی دریغ و افسوس

تنهایی و درد خویش را بگذارد و بگذرد؟!

من پاره های روحم را در این کوچه ها پراکنده ام!



چهارشنبه 28 فروردین1387 |
 

از اینکه می روم خوشبخت نیستم.

اما برای از سر گرفتن هم احتیاجی به خوشبخت بودن نیست!



چهارشنبه 28 فروردین1387 |
 

در اثر فقدان وقت و تفکر

انسان ناگزیر است ندانسته دوست بدارد!



چهارشنبه 28 فروردین1387 |
 

من مهر واپسین این انگشتان پولادینی

 که

 جانم را له می کنند باور دارم



سه شنبه 27 فروردین1387 |
 

عذاب زندگی ناشاد را

چرا تاب می آوری؟!



دوشنبه 26 فروردین1387 |
 

انسان همین که عادت کرد

روزگارش بی درد سر می گذرد !



دوشنبه 26 فروردین1387 |
 

سعی کردم در ماجرایی که اتفاق افتاده بود درس عبرتی بیابم

.....................

چیزی نیافتم!



یکشنبه 25 فروردین1387 |
 

شاید که غنچه ای به مهر ، پژمرده شود!



یکشنبه 25 فروردین1387 |
 

چیزهای بزرگ تمام می شوند

کوچک ها هستند که باقی می مانند!

 



یکشنبه 25 فروردین1387 |
 

کاش زبانمان مشترک بود ،

اما

دریغ که گوشهایمان این چنین است!



شنبه 24 فروردین1387 |
 

معمولا خوشبختی یا خود آلوده به زهر است ،

یا

چیزی از خارج به زهر آلوده اش می کند!



شنبه 24 فروردین1387 |
 

در این معبد رفیعی که خدایان از آن رخت بر بسته اند ،

پایه همه بتهای من خاکی است !



چهارشنبه 21 فروردین1387 |
 

هیچکس

کاری

غیر متعارف تر از

آنچه که هست انجام نمی دهد

 



دوشنبه 19 فروردین1387 |
 

اگر قرار بود زندگی مان بر اساس امید به دیگران بنا شود

چه زود همه امیدهایمان نا امید میشد!



دوشنبه 19 فروردین1387 |
 

 از سفر که بر می گردیم هر قدر هم که همه چیز عالی بوده باشه

باز وقتی به اتاقمون می رسیم انگار به اندازه تمام روزهای نبودنمون

                                                                      بی خوابی کشیدیم!

پ.ن : اون هم من که توی سفر کم خواب میشم!!



دوشنبه 19 فروردین1387 |
 

احساس می کردم..................................

با کدامین واژه این احساس را بیان کنم؟!



یکشنبه 18 فروردین1387 |
 

ترک این جسم

 همان قدر توهم است

 که زیستن در آن!

 



یکشنبه 18 فروردین1387 |
 

زندگی چه بی معنا می شود

اگر بازی را ندانی

و

به خاطر نیاوری

که

تنها یک بازیگری !



شنبه 17 فروردین1387 |
 

با هر انتخاب

به مخاطره می افکنی

آن زندگی را که می توانستی داشته باشی

و با هر تصمیم از دستش می دهی.



شنبه 17 فروردین1387 |
 

ناچیزترین چرخش امروز

به

فردایی بسیار متفاوت

                      خواهدت برد .



شنبه 17 فروردین1387 |
 

دلتان به وضع قانون ها خوش است

اما شکستن آنها  دلخوش ترتان می کند!



سه شنبه 13 فروردین1387 |
 

دنیای آبی ها

دنیای غمگینی است

خسته می شوم از هرچه آسمان و دریاست

همه چیزهای آبی را

جایگزین می کنم

حالا همه چیز سبز است

حتی کوپ مورد علاقه من !!



سه شنبه 13 فروردین1387 |
 

بعضی از مردم با سرشان احساس میکنند

و

با دلشان فکر!



سه شنبه 13 فروردین1387 |
 

برای سر آمدن انتظار

فقط باید انتظار کشید



شنبه 10 فروردین1387 |
 

کدامین پل در کجای جهان شکسته است

که هیچکس به خانه اش نمی رسد؟!



شنبه 10 فروردین1387 |
 

من تنها از بودن با آدمهایی لذت می برم

که

در کنارشون شادی رو راحت تر از همیشه حس  کنم!



شنبه 10 فروردین1387 |
 

همیشه روزهای اول سال جدید همه با چهره های خندان برای هم

آرزوی سال خوب و سالهای خوب تر  می کنند

 و انگار

همین آن ها را برای بی خبری های یکساله و چند ساله خاطر جمع می کند!



شنبه 3 فروردین1387 |
 

سرنوشت به پاسخ خدای نا پیدا بستگی دارد .

سال خوبی داشته باشین



پنجشنبه 1 فروردین1387 |