ـ می گویند سرما جلوی این بیماری را می گیرد.
ـ ولی اینجا هیچ وقت واقعا سرد نمی شود!
خوشحالم از اینکه می بینم خود او از موعظه اش
بهتر است !
عادت به ناامیدی از خود ناامیدی بدتر است!
در اینجا روزها به دور خود می چرخند !
گذشت سال ها حافظه تو را از بین برده است . زیرا ذهن تو از ترس و شک و اضطراب ، پشیمانی و نفرت پر شده و جایی برای خاطرات شاد باقی نمانده است !
مردم همیشه حرف می زنند ،
این طبیعی است !
خستگی که امانم را می برد ؛
عطای همه چیز و همه کس را به لقایش می بخشم
تا درس عبرتی شود برای خودم و آن دیگران!
آنچه برای همه ساخته شده برای هیچ کس نیست!
برای اینکه چیزی به پایان برسد ، باید چیز دیگری آغاز شود.
آغاز ها را نمی توان دید!
خواب مثل دوران کودکی است ، نمی توان در آن با کسی شریک شد !
گاهی باید کارهایی را کرد
بعد فهمید چرا !
