پیدا بود که از یکی از اسرار بزگ زندگی کاملا بی خبر است :
زنها در پی مردان خوش قیافه نیستند ، دنبال مردهایی هستند که زنان زیبا دارند. بنابراین داشتن معشوقه زشت اشتباهی بزرگ است !
هر انسانی نتی در فوگ با شکوه باخ است و هرکس که نت خود را نپذیرد ، تنها نقطه ای سیاه ، بی فایده و بی معناست که چون حشره ای به آسانی میان انگشتان گرفتار می آید و له می شود.
می دانی اگر من هم ، جای استاد بودم و چهار ماه هر روز به من تذکر می دادند که جای پارک ماشینم را عوض کنم ممکن بود اثری داشته باشد!
راهکارهای بعضی از این دکترها و مشاور ها به درد خودشان هم نمیخورد چه برسد به من !
حال من را تنها یک رقص سالسای زیر باران جا می آورد!
دلم سالاد مزخرف و سس مزخرف تر شاطرعباس را میخواهد تا ظرف و سالاد را یکجا توی صورت گارسون پرتاب کنم و بعد راهم را بکشم بروم پات و تا می توانم سالاد بخورم!
قدرت تشخیص صدای وزوز بچه ها در من ۱ در ۱۰۰۰۰۰ است . یعنی قادرم صدای وزوز یک بچه را در هم همه ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی تشخیص دهم!
دیگر برای من یکی اهمیتی ندارد که استاد دلش می کشد بین آن کلاس چهار ساعته دیوانه کننده استراحت بدهد یا نه ! موقعش که می شود بسته شکلات را از کیفم در می آورم و شروع می کنم به خرچ و خروچ و ملچ و ملوچ . حالا استاد دلش خواست استراحت می دهد دلش هم نخواست من به کارم ادامه می دهم!!
گاه آنچه را می بینی باور نمی کنی . مجبوری آنچه را احساس می کنی باور کنی و اگر قرار باشد کاری کنی که دیگران به تو اعتماد کنند ؛ باید احساس کنی که تو هم می توانی به آنها اعتما کنی حتی وقتی در تاریکی هستی ؛ حتی وقتی داری سقوط میکنی!
در کنه این آسمان رمزی است که از آن بی اعتنایی و زیبایی فرو می ریزد!
تلفن زنگ می خورد به صفحه گوشی آنقدر نگاه می کنم تا قطع شود ،
آخر دیدن miss call روی صفحه تلفن از شنیدن صدای بعضی آدم ها
خیلی لذت بخش تر است !
از نظر جناب استاد هک کردن یک شبکه لمسی احتمالا کیف زیادی خواهد داشت!
آن همه تلفن می زنی و قرار و مدار میگذاری و سفارش میکنی که آخرش موقع رفتن پاهایت به زمین بچسبد و ترجیح بدهی برگردی لباسهایت را عوض نکرده بروی توی رختخواب و پاهای یخت را ببری زیر پتویی که دوباره یخ شده !!
حالا باز هم بنشین رو به روی من و زمین به آسمان و آسمان به زمین بدوز که چنان است و چنین!
ولی فایده این همه آن به این و این به آن دوختن چیست وقتی من باز هم کار خودم را می کنم!!
همه بدبختی انسان ها ناشی از این است که ،
به زبان صریح و روشن حرف نمی زنند.
تجسم اسارتی به وسیله اسارتی دیگر به همان اندازه معقول است که
بخواهیم چیزی را که واقعا وجود دارد
به وسیله چیزی که وجود ندارد نشان دهیم.
بلا مقیاس انسانی ندارد. از این رو انسان با خود میگوید که بلا حقیقت ندارد و خواب آشفته ای است که می گذرد . اما نمی گذرد و انسان ها هستند که از خواب آشفته ای به خواب آشفته دیگر دچار می شوند .